مقالات

اکسسوری عروس و مراسم؛ آنچه بعد از سی‌ودو سال پشت پیشخوان یاد گرفته‌ام

اکسسوری عروس و ساقدوش

بگذارید همان اول یک چیز را رک بگویم؛ چیزی که کمتر کسی به عروس می‌گوید چون همه دلشان می‌خواهد بیشتر بفروشند. اکسسوری عروس آن چیزی نیست که در جشن بدرخشد. آن چیزی است که ده سال بعد، وقتی آلبوم عکس را ورق می‌زنید، باعث نشود بگویید «وای، آن موقع چه فکری کرده بودم؟». من سی‌ودو سال است که پشت پیشخوان یک خرازی در بازار تهران ایستاده‌ام و بخش بزرگی از این سال‌ها کارم همین بوده: عروس‌ها، مادرهای عروس، ساقدوش‌ها، خواهرها. می‌آیند، سرشان شلوغ است، هزار کار روی سرشان ریخته و همه‌شان یک سؤال مشترک دارند که هیچ‌وقت با کلمه نمی‌پرسند: «چطور شیک باشم بدون اینکه زیادی به نظر برسم؟»

این نوشته جواب همان سؤال است. نه یک فهرست خشک، بلکه همان چیزهایی که اگر دخترم شب عروسی‌اش بود، به خودش می‌گفتم. از خودِ عروس شروع می‌کنیم، بعد می‌رویم سراغ ساقدوش‌ها، کادوی مهمان‌ها، داماد که همیشه فراموشش می‌کنند، و آخرش هم یادتان می‌دهم چطور خودتان بعضی از این‌ها را با دست بسازید — که هم ارزان‌تر درمی‌آید و هم، باور کنید، حس بهتری دارد.

چند تکه اکسسوری ظریف عروس، مروارید و زنجیر باریک طلایی روی پارچه‌ای روشن

عروس؛ یک قطعه که حرف بزند، بقیه ساکت

اگر قرار باشد از این کل نوشته فقط یک جمله یادتان بماند، همین باشد: یک قطعهٔ شاخص انتخاب کنید، بقیه را خفه کنید.

می‌دانم «خفه کنید» کلمهٔ عجیبی است، ولی عمداً همین را گفتم. چون اتفاقی که مدام می‌بینم این است که عروس ذوق‌زده می‌شود و همه‌چیز را با هم می‌پوشد. گردنبند پرنگین، گوشوارهٔ بلند، دستبند دورمچی، انگشتر، تاج، حتی گاهی بازوبند. هرکدام جدا قشنگ‌اند. کنار هم یک شلوغیِ گیج‌کننده می‌سازند که چشمِ کسی که به عکس نگاه می‌کند نمی‌داند کجا بنشیند. لباس عروس خودش معمولاً پر از کار است — دانتل، سنگ‌دوزی، دُم، تور. این لباس یک همراه ساکت می‌خواهد، نه یک رقیب.

پس اول تصمیم بگیرید نقطهٔ تمرکز کجاست. اگر موهایتان را جمع می‌کنید و گردنتان باز است، احتمالاً گوشواره ستارهٔ ماجراست؛ آن را چشمگیر بگیرید و گردنبند را یا حذف کنید یا آن‌قدر نازک که فقط یک خط ظریف روی پوست باشد. اگر لباس یقه‌باز دارید و می‌خواهید آن قاب خالیِ گردن پر شود، آنجا جای یک گردنبند خوب است و آن‌وقت گوشواره را کوچک نگه دارید. این یک بده‌بستان است. هرچه به یک نقطه بیشتر بدهید، از بقیه باید کم کنید. ساده است ولی نودوپنج درصد اشتباه‌هایی که می‌بینم از فراموش‌کردن همین یک اصل می‌آید.

یقهٔ لباس تکلیف گردنبند را روشن می‌کند

خیلی از عروس‌ها گردنبند را قبل از لباس می‌خرند و بعد می‌بینند به هم نمی‌آیند. برعکسش کنید. اول لباس، بعد گردنبند. چون نوع یقه تقریباً به‌تنهایی جواب را می‌دهد. یقهٔ باز و دلبری، همان یقه‌ای که خط سینه را نشان می‌دهد، دقیقاً برای این ساخته شده که یک گردنبند ظریف تا متوسط رویش بنشیند و فضای خالی را کامل کند؛ اینجا نگذاشتن گردنبند تقریباً حیف است. اما یقهٔ بسته یا پوشیده داستان دیگری دارد. گردنبند روی پارچه گم می‌شود، خودش را می‌کوبد به دانتل و هیچ‌وقت درست دیده نمی‌شود؛ روی این نوع لباس، گردن را رها کنید و همهٔ انرژی را ببرید روی گوشواره. یقهٔ قایقی و افتاده که خط شانه را باز می‌گذارد، بهترین بستر برای گوشوارهٔ بلند است — گوشواره خط شانه و گردن را مثل یک قاب می‌گیرد و صورت را می‌کشد بالا.

یادم هست یک عروس سه هفته مانده به عقدش با یک گردنبند نگین‌دار خیلی زیبا آمد که عاشقش بود، ولی لباسش یقه‌اسکی بسته بود. گردنبند را که روی همان پارچه امتحان کردیم، انگار افتاده بود ته چاه؛ اصلاً پیدا نبود. اولش ناراحت شد. گفتم گردنبند را نگه دار برای مهمانی‌های بعدِ عروسی که با لباس باز می‌پوشی‌اش، و برای خودِ شب یک جفت گوشوارهٔ آویز انتخاب کردیم. عکس‌هایش را بعداً آورد نشانم داد؛ آن گوشواره‌ها کنار موهای جمع‌شده، درست همان‌جا که باید، می‌درخشیدند. گاهی بهترین کاری که می‌شود کرد، نپوشیدن یک چیزِ قشنگ است.

مو را هم حساب کنید

این را کمتر کسی می‌گوید. مدل موی شما نصف تصمیم اکسسوری را می‌گیرد. موی جمع، هر دو گوش را رو می‌کند؛ یعنی گوشواره تمام‌قد دیده می‌شود و ارزش دارد رویش وقت و پول بگذارید. موی باز و لَخت، گوشواره را نیمه‌پنهان می‌کند؛ لای مو گم می‌شود و فقط گاهی که سر می‌چرخد برقی می‌زند. اگر موی باز دارید، تمرکز را ببرید روی گردنبند یا حتی دستبند که همیشه در دید است. من همیشه به مشتری‌هایم می‌گویم اول با آرایشگرت حرف بزن، بعد بیا اکسسوری بخر. این ترتیب، آدم را از خرج بیخود نجات می‌دهد.

جنس؛ همان چیزی که فردا صبح پشیمانتان می‌کند

یک مراسم عروسی ساعت‌ها طول می‌کشد. عروس گرمش می‌شود، عرق می‌کند، مدام روبوسی و بغل و دست‌دادن است، اکسسوری‌ها بی‌وقفه به لباس و پوست و هم ساییده می‌شوند. در این شرایط، جنسِ بد خودش را لو می‌دهد. رنگ آبکاریِ ارزان وسط جشن کدر می‌شود یا رد سبز روی پوست می‌گذارد، و آدم‌های حساس همان‌جا خارش و قرمزی می‌گیرند. این تنها روزی از سال است که واقعاً نباید رویش ریسک کنید.

برای قطعاتی که مدام با پوست و عرق در تماس‌اند — دستبند، انگشتر، بند گردنبند — استیل ضدزنگ بهترین دوست شماست. با عرق کدر نمی‌شود، حساسیت نمی‌دهد و سال‌ها همان‌طور می‌ماند. مروارید، چه طبیعی چه شل‌پرلِ خوب، کلاسیک‌ترین انتخابِ ممکن برای عروس است و تقریباً با هر لباسی می‌سازد؛ آن درخشش نرم و شیری‌رنگ، صورت را روشن می‌کند بی‌آنکه توی چشم بزند. کریستال و نگین برای درخشیدن زیر نور و فلاش عالی‌اند، ولی همان‌جا هم باید دست نگه داشت؛ کریستال زیاد، عروس را شبیه لوستر می‌کند نه عروس.

بارها پیش آمده که یک عروس با ذوق یک ست کاملاً بدلی و ارزان از یک بساطی خریده، فقط چون رنگش برق می‌زده و قیمتش ناچیز بوده. تا شب عروسی هم قشنگ مانده. ولی همان‌ها دو سه سال بعد، وقتی می‌خواهند به دخترخاله یا خواهرشان قرض بدهند، دیگر آن قطعه یک تکهٔ کدر و لک‌افتاده است که کسی حاضر نیست بپوشد. فرقِ استیل خوب و آبکاریِ بد، معمولاً در خودِ شب دیده نمی‌شود؛ یکی دو سال بعد دیده می‌شود. برای همین می‌گویم جنس را جدی بگیرید، چون این خرید قرار است یک خاطره بماند نه یک آشغالِ کشوی جواهر.

ست هماهنگ دستبند ساقدوش‌ها با مهره‌های صورتی و اتصالات طلایی

سبک مراسم؛ اکسسوری باید همان زبان را حرف بزند

هر جشنی یک حال‌وهوا دارد، و اکسسوری وقتی درست می‌نشیند که با آن حال‌وهوا هم‌زبان باشد. یک ست کریستالیِ پرزرق‌وبرق که در یک تالار مجلل نفس‌گیر است، همان ست در یک عقد کوچک و صمیمیِ خانگی زیادی و ناجور به نظر می‌رسد. پس قبل از خرید، یک لحظه فکر کنید جشن شما کدام است.

در مراسم کلاسیک و رسمی، مروارید و طلایی حرف اول را می‌زنند و کمتر جایی اشتباه از آب درمی‌آیند. یک ست مرواریدیِ هماهنگ — گردنبند ظریف و گوشوارهٔ نه‌چندان بلند — تقریباً همیشه در این فضا درست می‌نشیند؛ همان سادگی است که کلاسیک را کلاسیک می‌کند و از رنگ‌های تند و شلوغی باید فاصله گرفت. اما اگر جشن شما مدرن و مینیمال است، آن پرکاری اضافه است؛ اینجا خطوط تمیز و قطعات هندسی بهتر می‌نشینند، یک گردنبند باریک با یک آویز ساده، یا حلقهٔ گوشیِ ظریف، و رنگ نقره‌ای و استیل که حسِ امروزی‌تری می‌دهد. کمترین تعداد قطعه، بیشترین تأثیر.

جشن‌های فانتزی و تم‌رنگی دست شما را بازتر می‌گذارند؛ آنجا می‌شود سراغ آویزهای خاص و رنگ‌های هماهنگ با تم رفت، فقط به شرطی که رنگ‌ها را به دو سه رنگ اصلی محدود کنید وگرنه کار به هم می‌ریزد. و برای عروسی‌های باغ و فضای باز، قطعات صدفی و بندهای طبیعی و سبک، حال بهتری دارند و روی پوستِ گرمِ تابستان راحت‌ترند؛ مروارید هم اینجا جواب می‌دهد، منتها با یک چیدمانِ راحت‌تر و کمتر رسمی. نکتهٔ کلی این است که اکسسوری نباید با فضا بجنگد؛ باید انگار همان‌جا به دنیا آمده باشد.

ساقدوش‌ها؛ هماهنگ باشند، نه کپیِ هم

یکی از قشنگ‌ترین رسم‌های این سال‌ها، ست‌کردن اکسسوری ساقدوش‌هاست. عکس‌های دسته‌جمعیِ عروس و ساقدوش‌ها با دستبندهای هماهنگ، از آن تصویرهایی است که می‌ماند. اما یک ظرافت دارد که اگر رعایت نشود، نتیجه سرد و کارخانه‌ای می‌شود: ست‌ها باید هماهنگ باشند، نه لزوماً یکسان.

اگر پنج ساقدوش دقیقاً یک دستبندِ کپی‌شده بپوشند، تصویر یکنواخت و کمی مصنوعی می‌شود، انگار یونیفرم پوشیده‌اند. راه بهترش این است که یک خانوادهٔ رنگی و یک سبک مشترک انتخاب کنید و به هرکدام کمی روح خودش را بدهید. مثلاً همه دستبند مرواریدی داشته باشند با همان بندِ کشی و همان اندازهٔ مروارید، ولی آویز وسطشان فرق کند: یکی ماه، یکی ستاره، یکی قلب، یکی یک مهرهٔ رنگیِ کوچک. از دور، یک مجموعهٔ هماهنگ می‌بینید؛ از نزدیک، هرکس چیز خاص خودش را دارد. این هم قشنگ‌تر است و هم به آدم‌ها حس بهتری می‌دهد، چون هیچ‌کس دوست ندارد دقیقاً کپیِ بغل‌دستی‌اش باشد.

این کار یک سود عملی هم دارد که کمتر به آن فکر می‌شود. وقتی قطعات هماهنگ‌اند ولی نه یکسان، اگر یکی کم آمد یا خراب شد یا یک ساقدوش لحظهٔ آخر اضافه شد، خیلی راحت‌تر می‌شود یک قطعهٔ تازه به جمع اضافه کرد بی‌آنکه کسی بفهمد بعداً درست شده. مجموعه‌ای که همه‌اش دقیقاً یک قطعهٔ کپی است، این انعطاف را ندارد؛ همان یکی که کم بیاید، کل تصویر لنگ می‌زند.

رنگ اکسسوری ساقدوش‌ها هم یک اشتباه رایج دارد. خیلی‌ها آن را با لباس عروس هماهنگ می‌کنند، درحالی‌که باید با لباسِ خودِ ساقدوش‌ها هماهنگ باشد. اگر لباس ساقدوش‌ها صورتیِ پودری است، طلایی و مرواریدی رویش می‌نشیند؛ اگر سبز یا سرمه‌ای است، نقره‌ای و کریستال بهتر جواب می‌دهد. یک قاعدهٔ سرانگشتی که کمکتان می‌کند: رنگ‌های گرم مثل طلایی با لباس‌های گرم و روشن، و رنگ‌های سرد مثل نقره‌ای با لباس‌های سرد و تیره.

کادوی مهمان‌ها؛ کوچک، ارزان، ماندگار

یکی از ترندهای دوست‌داشتنی این سال‌ها، آماده‌کردن یک کادوی کوچک برای مهمان‌ها یا دست‌کم برای ساقدوش‌هاست. یک دستبند ظریف در یک جعبهٔ کوچک، با یک روبان و یک کارت دست‌نویس، هم ارزان تمام می‌شود و هم مدت‌ها نگه داشته می‌شود. من هنوز مشتری‌هایی دارم که دستبندی را که سرِ عروسیِ فلانی گرفته‌اند، سال‌ها بعد می‌پوشند و می‌گویند «این یادگارِ عروسیِ فلانی است». یک شیرینی یا شکلات دو روزه تمام می‌شود؛ یک دستبند کوچک می‌ماند.

برای این کار، اکسسوریِ ساده و خنثی بخرید — چیزی که هر کسی با هر سلیقه و هر سنی بتواند بپوشد. دستبند کشیِ مرواریدی، گردنبند مینیمال با یک آویز ریز، یا یک انگشتر ظریف. چون تعدادشان بالاست، معمولاً این‌ها را یا دست‌ساز درست می‌کنند یا عمده می‌خرند تا هزینه معقول بماند. اگر حوصلهٔ ساختش را ندارید، مجموعه‌ای از اکسسوری آمادهٔ ظریف هم برای همین کار هست، هم تکی و هم عمده؛ ولی اگر وقتش را داشته باشید، ساختِ خودتان هم ارزان‌تر درمی‌آید و هم آن حسِ «با دست خودم درستش کردم» را دارد که خریدنی نیست.

یک دستبند مرواریدی ظریف داخل جعبهٔ کوچک هدیه با روبان

خودتان بسازید؛ ارزان‌تر، شخصی‌تر، دوست‌داشتنی‌تر

اگر وقت و حوصله‌اش را دارید، ساختِ خودِ اکسسوری مراسم هم به‌صرفه‌تر است و هم یک چیز دیگر دارد که خریدنی نیست: آن قطعه دیگر فقط یک جنس نیست، یک خاطره است. مخصوصاً برای کادوی مهمان‌ها که تعدادشان بالاست، فرقِ هزینهٔ ساخت و خرید چشمگیر می‌شود. و راستش را بخواهید، این کار آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید سخت نیست.

چه چیزهایی لازم دارید

برای اکسسوری مراسم، یک دست متریالِ پایه کافی است و لازم نیست خودتان را با صد جور مهره و ابزار گیج کنید. این‌ها ستون کار شماست:

  • مهرهٔ مرواریدی و شل‌پرل: بدنهٔ اصلیِ تقریباً همهٔ کارهای عروس و مراسم. در اندازه‌ها و درجه‌های مختلف موجود است؛ برای عروس معمولاً اندازهٔ متوسطِ یکدست بهترین است.
  • زنجیر و بندِ ظریف: برای مراسم هرچه نازک‌تر، لوکس‌تر. زنجیر باریکِ استیل حسِ گران‌تری از پهنایش می‌دهد.
  • آویز و چارمِ ریز: ماه، ستاره، قلب، برگِ کوچک — چیزهایی که ظرافت اضافه کنند نه سنگینی.
  • نگین و کریستال: فقط برای یک برقِ کنترل‌شده. کم بریزید تا شیک بماند.
  • خرجکارِ باکیفیت: قفل، حلقهٔ باز و اتصالی که وسط رقص باز نشود و کف سالن نیفتد.

مجموعه‌ای از متریال ساخت اکسسوری این روزها هم تکی و هم عمده در دسترس است، و برای پروژه‌های مراسم که تعدادِ بالا دارند، خرید عمده منطقی‌تر و به‌مراتب ارزان‌تر درمی‌آید. یک توصیهٔ دوستانه: همیشه کمی بیشتر از نیازتان بخرید. مهره می‌شکند، دستبند سرِ ساختن خراب می‌شود، یک ساقدوشِ نو لحظهٔ آخر اضافه می‌شود. آن دو سه مهرهٔ اضافه ارزان‌تر از یک سفرِ دوبارهٔ عجولانه به بازار است.

نمای نزدیک مهره‌های مرواریدی و صدفی با اتصالات طلایی روی میز کار

راهنمای انتخاب مروارید؛ همهٔ مرواریدها یکی نیستند

مروارید قلبِ اکسسوری مراسم است، ولی بین یک مرواریدِ خوب و یک مرواریدِ ارزانِ بی‌کیفیت زمین تا آسمان فرق است، حتی اگر در قفسهٔ مغازه شبیه هم به نظر برسند. چند چیز را نگاه کنید و از بقیه‌اش نگذرید.

اول یکدستیِ رنگ. در یک ست، مرواریدها باید هم‌رنگ باشند. این نکته مهم‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید، چون تفاوت جزئیِ رنگ که در نور زردِ مغازه اصلاً پیدا نیست، زیر نور سفید و فلاشِ مراسم یک‌دفعه خودش را نشان می‌دهد و یک مروارید که کمی زردتر است، مثل یک دندانِ خراب توی لبخند توی چشم می‌زند. دوم یکدستیِ اندازه؛ برای کارِ کلاسیک، مرواریدهای دقیقاً هم‌اندازه شیک‌ترند و آن خطِ منظم زیباست، ولی برای کارِ امروزی‌تر می‌شود عمداً اندازه‌ها را کمی متنوع کرد که حالتِ دست‌سازِ خاص بدهد. سوم سطحِ صاف و بی‌لک؛ مرواریدِ خوب یک درخششِ نرم و یکنواخت دارد، مثل شیر، نه یک برقِ پلاستیکیِ تند. مرواریدِ بدلِ ارزان معمولاً یا زیادی براق است یا لک و خط دارد. و چهارم که همه از آن غافل‌اند، سوراخِ تمیز؛ لبهٔ سوراخ باید صاف باشد نه تیز، وگرنه همان لبه به‌مرور نخ یا بندِ کشی را می‌بُرد و دستبندِ شما وسطِ مهمانی پاره می‌شود و مهره‌ها پخشِ زمین می‌شوند. این را به تجربه می‌گویم.

خبر خوب این است که شل‌پرل‌های باکیفیتِ امروزی هر چهار ویژگی را دارند و برای مراسم کاملاً کافی‌اند. لازم نیست حتماً سراغ مرواریدِ طبیعیِ گران بروید، مگر اینکه ارزشِ احساسی‌اش برایتان مهم باشد — مثلاً مرواریدی که از مادرتان مانده. وگرنه در عکس، شل‌پرلِ خوب و مرواریدِ طبیعی را حتی من هم نمی‌توانم از هم جدا کنم.

یک دستبند مرواریدی، قدم‌به‌قدم

برای اینکه ببینید چقدر ساده است، بیایید یک نمونهٔ کامل را با هم بسازیم. این همان چیزی است که برای کادوی مهمان یا ست ساقدوش ده‌ها بار تکرارش می‌کنید:

  • قدم اول: یک بندِ کشیِ شفاف به اندازهٔ دورِ مچ به‌علاوهٔ چند سانتِ اضافه ببرید. اضافه‌اش را دست‌ودل‌باز بگیرید؛ کوتاه‌بریدن قابلِ جبران نیست.
  • قدم دوم: مرواریدها را یکی‌یکی رد کنید. برای مچِ معمولی حدود پانزده تا هجده مروارید کافی است، ولی اول یک بار دورِ مچ امتحان کنید که نه شل باشد نه تنگ.
  • قدم سوم: اگر آویز می‌خواهید، وسطِ کار یک حلقهٔ باز با آویز اضافه کنید تا درست بیفتد وسطِ مچ.
  • قدم چهارم: دو سرِ بند را دو سه بار محکم گره بزنید، بکشید تا مطمئن شوید در نمی‌رود، و گرهِ نهایی را با یک قطره چسبِ مخصوص ثابت کنید.
  • قدم پنجم: سرِ اضافهٔ نخ را از داخلِ نزدیک‌ترین مروارید رد کنید تا پنهان شود و کارِ تمیز و بی‌دُم دربیاید.

کلِ کار برای هر دستبند حدود ده دقیقه است، و بعد از سه چهار تا دستتان راه می‌افتد و سریع‌تر می‌شوید. برای ست ساقدوش یا کادوی مهمان، همین را تکرار می‌کنید و در یک بعدازظهرِ آرام، با یک فنجان چای و یک فیلم، ده‌ها دستبند آماده می‌شود. راستش این کار خودش یک لذتی دارد؛ خیلی از عروس‌ها بعداً گفته‌اند همان بعدازظهرِ ساختنِ دستبندها با خواهر و دوست‌هایشان، یکی از خاطرات خوبِ قبلِ عروسی‌شان شده.

یک تکنیک کوچک که همه‌چیز را عوض می‌کند

مهم‌ترین مهارتی که در این کار لازم دارید، بازوبستهٔ درستِ حلقهٔ باز است؛ همان حلقهٔ ریزی که آویز را به زنجیر وصل می‌کند. تقریباً هرکسی که تازه شروع می‌کند یک اشتباه می‌کند: حلقه را از دو طرف می‌کِشد تا باز شود. با این کار گِردیِ حلقه از بین می‌رود، دیگر درست بسته نمی‌شود و همان‌جا نقطهٔ ضعفی می‌شود که وسطِ مراسم باز خواهد شد.

روش درستش این است: با دو دم‌باریک، دو طرفِ شکافِ حلقه را بگیرید و یک طرف را به سمتِ جلو و طرفِ دیگر را به سمتِ عقب بچرخانید، مثلِ باز کردنِ یک در، نه مثلِ کشیدنِ دو لبهٔ زخم. آویز را جا بزنید و بعد به همان روش برش گردانید سرِ جایش. با این کار حلقه گِرد و محکم می‌ماند و هیچ‌وقت لوله‌اش باز نمی‌شود. تنها همین یک حرکت، فرقِ یک کارِ آماتور و یک کارِ تمیز است. اگر فقط یک تکنیک از این نوشته یاد بگیرید، همین باشد بس است.

حرفِ آخر

اگر بخواهم همهٔ این سی‌ودو سال را در چند جمله جمع کنم، همین می‌شود: اکسسوری مراسم هنرِ ظرافت و هماهنگی است، نه پرکاری و شلوغی. برای عروس یک قطعهٔ شاخص و بقیه ساده و ساکت؛ برای ساقدوش‌ها هماهنگ ولی نه کپیِ هم؛ برای مهمان‌ها یک کادوی کوچکِ خنثی که بماند. جنس را جدی بگیرید، زود اقدام کنید، یک بار همه‌چیز را با لباس بپوشید، و اگر وقتش را دارید، لذتِ ساختنش را از خودتان دریغ نکنید.

و یک چیزِ کوچک که در تمامِ این سال‌ها یاد گرفته‌ام: هیچ اکسسوری‌ای به‌اندازهٔ خودِ عروسِ خوشحال نمی‌درخشد. این وسط، خودتان باشید و از شب لذت ببرید؛ اکسسوری فقط قرار است این خوشحالی را قاب بگیرد، نه اینکه جایش را بگیرد. برای تهیهٔ متریال و اکسسوریِ آمادهٔ مراسم، هم حضوری در بازار تهران و هم آنلاین می‌شود سراغ فروشگاه‌های تخصصیِ خرازی رفت؛ از جمله خرازی امپراطور که سال‌هاست همین اقلام را تکی و عمده دستِ عروس‌ها و سازنده‌ها می‌رساند. هر جشنی که کیت کرده‌ام یک خاطره برایم مانده؛ امیدوارم مالِ شما هم از همان‌ها باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *